اسفند ۱۱، ۱۳۸۷

سیمون بولیوار


24 ژوئیه سال 1783 روز بسیار مهمی در قاره پهناور آمریکای لاتین به حساب می آید زیرا روز تولد قهرمان بزرگی است که شاید کمتر کسی نامش را نشنیده باشد. آری، روز تولد سیمون بولیوار، اشراف زاده‌‌ای که نیاکانش در زمره بزرگان کشور اسپانیا قرار داشتند اما خود زاده کاراکاس پایتخت ونزوئلا ست. از زمانیکه استعمار گران اسپانیایی به قصد کشور گشایی و جاه طلبی سرزمینهای آمریکای لاتین را مورد تاخت و تاز قرار داده بودند همواره استقلال طلبانی نیز در جای جای این قاره در برابر ظلم و ستم قد علم می کردند از جمله سیمون بولیوار که در شکل گیری نخستین جمهوری در ونزوئلا نقش موثری ایفا کرد. اندیشه های ضد استعماری و آزادیخواهانه او الگویی برای مبارزات مردم دیگر کشورهای این قاره و سراسر دنیا بوده است. مبارزات جدی استقلال طلبانه مردم ونزوئلا برای آزادی از سال 1810 آغاز شد و سیمون بولیوار به همراهی تنی چند از همرزمانش رهبری آن را بر عهده داشت. شورشهای متعددی که وی و همرزمانش براه انداختند سرکوب شد اما بولیوار از ادامه مبارزه مایوس نشد تا اینکه در نهایت طی عملیاتی سخت و شگفت آور توانست در کلمبیا بر نیروهای اسپانیایی فائق آید و آنان را متواری سازد. به این ترتیب، آزادی طلبان دیگر کشورها روحیه ای مضاعف یافتند و اقدامات سخت تری بر علیه دیکتاتوری به انجام رساندند تا جایی که بالاخره در سال 1825 موفق به کوتاه کردن دست امپریالیسم از سرزمینهای خود شدند.نکته قابل توجه در مورد بولیوار اندیشه ضد سرمایه داری او با وجود اشراف زاده بودنش است. در ونزوئلا، روز تولد این قهرمان روزی ملی و تعطیل عمومی اعلام شده است و جمهوری بولیواری نامی است که رئیس جمهور کنونی ونزوئلا برای حکومت خود انتخاب کرده است که این نشان دهنده زنده بودن اندیشه این مبارز بزرگ است. 17 دسامبر 1830 روز وداع سیمون بولیوار با این جهان فانی است، بزرگمردی که مجسمه های یاد بودش در اطراف و اکناف عالم همواره و هنوز برپاست و یادش هرگز از خاطر راد مردان دنیا پاک نخواهد شد.
در خاتمه، کلام خود را به فرازی از سخنان آن آزاد مرد که در سفر ایتالیا و در هنگام صعود به کوه مقدس ایراد نموده است، زینت می بخشم:
"در پیشگاه شما سو گند می خورم، به خداوند پدرانم سوگند می خورم، به پدرانم سو گند می خورم، به شر افتم سوگند می خورم و به میهنم سوگند می خورم که هرگز تا قبل از گسستن زنجیرهایی که قدرت اسپانیا به ما تحمیل کرده به پاهای خود استراحت و به روح خود آرامش نخواهم داد ".


سیده فاطمه مرتضوی

۳ نظر:

امیرسامو گفت...

لذت بردم مخصوصا از جمله ی آخرش . به شرافت سوگند...

راستی تب فوتبال تو اسپانیا خیلی داغه . از اونم بنویسید کلی نشاط زا هستش :]

محمد مهدی رضائیان گفت...

امیر عزیز سلام و ممنون از حضور دوباره شما در بلاگ.
خوشحالیم که از پست ارسالی لذت بردی.
متاسفانه در زمینه فوتبال ما فعالیتی نداریم اما تلاش می کنیم تا مطلبی در بلاگ قرار بدهیم

شاد باشی

naghderesaneh گفت...

سلام .از اینکه هستی خوشحالم.