آذر ۰۹، ۱۳۸۷

مصاحبه با خانم پنه لوپه کروز (قسمت دوم)

- شما از نقش خودت در این فیلم چه آموختی؟
در قالب کلمات توضیح دادن کمی مشکل است ولی زمانی که مدتی را با نقشی می‌گذرانی که نوع نگاهش به دنیا خیلی عجیب و غریب است، باید بدانی که دیگران فکر می کنند او دیوانه است ولی اتفاقا شخصیت کاملا با هوشی است. چنانچه اگر می‌خواست به دیگر شخصیتها احاطه پیدا کند آن وقت کارش به تیمارستان کشیده می‌شد ولی او سر شار از امید بود و خوش شانس بود که اوضاعش آنگونه نشد.

- تا بحال با زنان دیگر برای تصاحب یک مرد جنگیده ای؟
تمایلی برای پاسخ به این سوال ندارم. متاسفم.

- آیا قبلا اسکارلت جانسون را می شناختی؟
تا حدودی.

- آیا مشهور بودن برایت مشکل ساز است؟ به نظر میرسد که این روزها بسیار مورد انتقاد رسانه های گروهی هستی؟
نه – به طور کلی نه. علتش آن است که دوستان روزنامه نگار بسیار خوبی در امریکا و اسپانیا دارم. همه رسانه ها اینگونه نیستند به جز بعضی از آنان. درصدی از آنها هستند که به دنبال مسائلی می گردند که من خوشم نمی آید، و فکر می کنم که هر کسی موظف است که از حریم خودش حمایت کند. به همین دلیل هرگز در مورد زندگی خصوصی ام صحبت نمی کنم.

- آیا به انتقاد از خود هم می پردازی؟ آیا موقعی که می خواهی کار جدیدی را شروع کنی دچار شک و تردید می شوی؟
بله، خیلی زیاد. الان یک هفته ای می شود که در حال گفتگو و پرداختن به نقشم با آقای آلمودووار هستم و آنقدر می ترسم که انگار اولین فیلمی است که می خواهم در آن بازی کنم. و زمانهای که این ترس را بیشتر احساس کنم خودم را مشغول به انجام کارهای دیگری می نمایم. گمان نمی کنم که بازیگری این حس ترس را نداشته باشد زیرا بازی کردن در موقعیتی غیر واقعی است ولی بایستی برایت باور پذیر شده باشد.

- این ترس چه زمانی از بین می رود.
هرگز. در اولین روزهای کار درصدش خیلی بالاست ولی همچنان در تمام طول فیلمبرداری هم کمی احساس ترس در من وجود دارد. معتقدم که تمام هنر پیشگان هم اینگونه هستند.

- آیا ترسی که در درون خودت احساس می کنی عامل مثبتی در انتخاب کارهایت نیست؟
بله و برای همین است که هیچ کس کار آسان و راحت را دوست ندارد. و برای همین است که می گویم اگر روزی زیادی احساس راحتی کنم خودم را صرف کار دیگری خواهم کرد.

- ترس مشوق خوبی است...
بله، قطعا هیچکس نمی تواند خیلی مطمئن باشد.

- طی این پانزده سال دوست داشتی کجا باشی؟
بسیاری از هنر پیشگان دغدغه این مسئله را دارند. خیلی چیزهاست که دلم می‌خواسته انجام بدهم... در هر حال فکر می کنم که باید هر روز زندگی کرد و از چیزهایی که زندگی به آدم می دهد منفعت کسب کرد. به طور مثال در این فیلم " ویکی کریستا بارسلونا " که در آن مردها سه زن بی نظیر دارند و زنان هم یک خاویر باردم، و به این گونه همه سود می برند.
ترجمه شده توسط سیده فاطمه مرتضوی

ویرایش محمد مهدی رضائیان

ادامه دارد...

۲ نظر:

Joselu گفت...

Saludos desde España. Lo cierto es que nuestra visión de Irán, del régimen político de Irán, no es muy buena. Nos preocupa la situación de la mujer y las condenas a muerte, así como la policía religiosa. No obstante, es evidente que la sociedad irani es compleja y rica. Tiene un denso pasado que la hará evolucionar hacia formas más abiertas y tolerantes. Eso espero. Un cordial saludo y gracias por visitarme.

Los escritores گفت...

Hola Joselu : Estoy de acuerdo con algunas de tus palabras,y espero que en vuestros imagenes no sean igual el gobierno y la gente.Debo decirte que en la epoca del gobernado de mohamed Jatami , Iran tenia un ambiente algo comodo y mas o menos fue aprovechado a la libertad.Te recomiendo visitar mi primer y segundo post en mi blog. Yo como una mujer me preocupa la condicion de la beca en las universidades en Espana por que no tienen la beca para los iranies por supuesto en algunas universidades.
Por que no me respuestan los correos que yo habia enviado para pre admision.

Saludos
Fateme